تبليغاتX
ایران سرای من است

                                            

                                     به خوشنودی اهورامزدا

 

 

 

               خدا در کیش زرتشت

 

درباره خدا در کیش زرتشتی سخن بسیار گفته شده و میشود

گروهی معلوم الحال از راه گژاندیشی و نادانی می گویند ایرانیان

باستان که منظور زرتشتیان است آتش پرست بودند و آتش را خدا

میدانستند.گروهی نیز مدعی میشوند که ایرانیان به دو خدا باور داشتند

یکی اهورامزدا خدای نیکی و دیگری اهریمن خدای بدی.

برخی از خاورشناسان باختر زمین در پژوهشهای خود آماج ویژه ای را

دنبال می کنند و آن اماج این است که نشان دهند که همه چیز برخاسته

 از تورات است و همه فرهنگهای جهان در مقابل تورات هیچ و پوچ است

و تورات پیش آهنگ فرهنگ بشری است با پیگیری اینگونه اماج است که

این گونه پژوهش گران نه تنها در مورد اوستا و فرهنگ ایران بلکه در مورد

هر چیزی که مربوط به فرهنگی جز فرهنگ تورات باشد راه کژروی

میپویند و با دگرگون ساختن مفاهیم کتابهای دینی و کهن سایر ملل

هدف خویش را برآورده میسازند بر پژوهندگان ایران زمین است که با

دوری از این گونه لغزشهای که ره آورد تورات محوران

(بواقع ادیان سه گانه سامی) است راه راستی را

درپیش گیرند و حقیقت این اندیشه را برای مردمان بیان کنند که این

خود رسالت اشو زرتشت بود بیان راستی برای بهترین راستی؟!

فرهنگ زرتشتی به خدای یکتا که هستی بخش بزرگ داناست باور

دارد و جز این چیزی در فرهنگ زرتشتی نیست و زرتشتیان جز این

باوری ندارند.۲۶سال است که یک روند مشخص سعی در تخریب

چهره زرتشتیان در درون ایران دارد و در این راه با ترویج دروغ ها و ایراد

تحمت های مختلف به جامعه بهدینان سعی در تخریب برنامه ریزی

شده چهره این جامعه رنج کشیده دارند.جامعه ای که در پس طوفان

سیاه حمله تازیان و کشتارهای چنگیز گونه حکام صفوی و تند

روی های اسلامیست های افراطی توانسته موجودیتخود را حفظ کند.

هیچ کس به اندازه خود اشو زرتشت نمیتواند توصیف

ماهیت مینوی اهورامزدا را بنماید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 17:47 |

    فرهنگ تازی غالب برایران

                             

همانطور که بر همه ما واضح و آشکار است مسئله زنان و رفتار حیرت انگیز اسلام با زنان موضوعی ست که کاملا بر اسلام وارد است و یکی از بزرگترین ایراداتی که میشود. بر اسلام گرفت همین "رفتار حیرت انگیز اسلام با زنان"است.مقاله ها و یادداشتهای بسیاری در این زمینه نوشته شده که  قسمت کوچکی از آنها را در مدت این چند هفته با هم در این وبلاگ خواندیم و در مورد آن به بحث پرداختیم. در اینجا می خواهم به این بحث که به نظر من هیچ وقت هیچ کس نمیتواند این ظلمی که در اسلام به زنان وارد است را توجیح کند! پایان دهم تا بیشتر از این بحث به درازا نکشد و تنوعی هم در مباحث داشته باشیم چون به غیر از مسئله زنان بسیارند مواردی که به راحتی میتوان با استناد به آنها پایه و اساس دین اسلام را زیر سوال برد!!!(همانطورکه قبلا هم به این مسائل پرداخته ام) فقط لازم میدانم یک جمع بندی داشته باشم از مباحث چند هفته اخیر:

*** آیا این دین و کتاب و پیغمبرش شایسته پرستش هستند؟! دینی که زن را سمبل شهوت ,هوا و هوس و ضعیف و بنده نفسانیات میداند دینی که زنان را محکوم به تمکین در برابر مردان میسازد و حق آزادانه طلاق را از او سلب میکند و دختران خردسال را به تجربه بسیار زودرس و فاجعه آمیز روابط زناشوئی در سن ۹ سالگی مجبور می کند.  (مانند پیامبر اسلام که دختر بچه ۷ ساله را به خانه برد و در سن ۹ سالگی با او نزدیکی کرد!!!) و مردان را بر زنان از ابتدا برتری بخشیده و حق تعدد زوجات را برای مردان به رسمیت شناخته و حق سوء استفاده و لذت جنسی بی نهایت از طریق صیغه را بر آنها حلال دانسته و زن را در هنگام طلاق از حق سرپرستی کودکانش محروم می کند و او را همواره به عنوان موجودی ذلیل و فرودست معرفی کرده و اختیارش را به پدر٫ برادر٫ همسر٫پسر و دیگر اقوام ذکور خانواده میسپارد و او را در قرآن به سبب خطای اولین زن تاریخ مذهبی "حوا" ( که آن هم افسانه ای بیش نیست! ) لعن و نفرین نموده و به او نوید زجر و شکنجه میدهد! دینی که همچنان زنان را به دلیل سر پیچی از امر و نهی های اسلامی به سنگسار و مرگ دلخراش و فجیع محکوم میسازد٫ چگونه میتواند بدون یک شکست تاریخی و یک عقب نشینی همه جانبه در تمام عرصه ها ٫ به زنان حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان اعطا کند؟! تنها دولت سیاسی مترقی غیر مذهبی و قانون اساسی رادیکال که امور زمینی و این جهانی را با قوانین الهی و آن جهانی ( بهتر بگویم قوانینی که به دروغ به خدا نسبت میدهند!) محک نمیزند قادر به تصویب قوانین مدنی پیشرفته و تضمین حقوق برابر زن و مرد در همه عرصه ها می باشد. دین و مذهبی که جز گریاندن انسانها و بیم عذاب آخرت دادن به آنها و طرد شادی و پای کوبی و عشق ورزی زمینی و انسانی شیوه زیست دیگری نمیشناسد! مذهبی که زنان را به موجوداتی سبک مغز و لاابالی تنزل داده و حس مادری و عواطف آنان به فرزندانشان را به زندان وجدان و روحشان بدل نموده و از آنها می خواهد که خود را به مقام یک خدمتکار بی اجر و مزد فرود آورند٫ هرگز بدون یک مبارزه جدی و قطعی به استقبال رفرم و اصلاحات نخواهد رفت. من به این واقعیت ایمان دارم که امروزه بسیاری از جوانان این سرزمین آریایی ٫ چه دختر و چه پسر که مادران و پدران فردای ایران زمین خواهند بود به ماهیت پلید و کثیف دین ٫ به خصوص دین اسلام پی برده اند و دیگر زمان آن رسیده که خرافه پرستی و رفتار و کردار ددمنشانه ناشی از دین اسلام جای خود را به پندار نیک٫ گفتار نیک٫ کردار نیک دهد که همانا سر فرازی و شکوه از دست رفته خود را باز یابیم. ***

در این مقاله همان طور که از نام این یادداشت که در ابتدا آمده پیداست ٫ نشان دهنده این واقعیت تلخ است که چطور در این مدت ۱۴۰۰ سال٫ فرهنگ کثیف و ددمنشانه٫ که سرشار از پلیدی و وحشیگری و بیابانگردیست  را با زور شمشیر و قتل و جنایت و تجاوز به خواهران و مادران ما به این سرزمین آریایی غالب کرده اند !

            امروز اگر دو ایرانی بخواهند به فارسی سخن بگویند و یا بنویسند و یا بجای "سلام علیکم" از "درود" استفاده کنند ناگهان چشمها گرد شده و چشمکها آغاز میگردد که اینان از کدامین ستاره دور افتاده آسمان به زمین افتاده اند که چنین سخن میگویند؟!!!  زیرا:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:24 |

 

 

  زاهدی پیری بارگاه قدرتمند ترین پادشاه دوران

دعوت شد.

    پادشاه گفت: به مرد مقدسی که با اندک چیزی راضی می شود،

غبطه می برم.

       زاهد پاسخ داد: اعلی حضرتا، من به شما غبطه می برم که زودتر

از من راضی می شوید.

      پادشاه، با آزدگی گفت: منظورت چیست؟ تمام این سرزمین از آن

من است.

      زاهد گفت: دقیقا. من آهنگ کرات را دارم، رودها و کوهساران

  سراسر جهان   را دارم. ماه و خورشید را دارم،

چون در روان خود،

خدا را دارم. اما

اعلی حضرتا، شما فقط همین قلمرو را دارید.

 

+ نوشته شده توسط ساناز در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:26 |


Powered By
BLOGFA.COM